spacer

مشق شب

spacer

Sunday, July 25, 2004

پس از لحظه هاي دراز
يك لحظه گذشت:
برگي از درخت خاكستري پنجره ام فرو افتاد.
دستي سايه اش را از روي وجودم بر چيد.
و لنگري در مرداب ساعت يخ بست.
و هنوز من چشمانم را نگشوده بودم
كه در خوابي ديگر لغزيدم

(سهراب )


Comments: Post a Comment
spacer